تبلیغات
شجره طیبه صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهدای اسفندان - برداشتی آزاد از راهپیمایی
شجره طیبه صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهدای اسفندان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
صالحین اسفندان گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سرباز ولایت
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما حلقه های صالحین چند درصد به هدف اصلی نزدیک می شوند؟










شهدا و امام شهدا خیالتان آسوده باشد که ما بیداریم.

هوالحق


حدود 10 روز پیش یعنی 6/11/91 قبل از آنکه هر کسی یاد کند از دهه فجر ،طی گفتگوی دوستانه ای که با هم قطاران دانشگاهیم داشتم ،سوالی در ذهنم پیش آمد و آن اینکه لزوم شرکت در راهپیمایی 22 بهمن چیست؟

سوالی که تا حدی جوابش را یافته بودم و فقط برای دست آوردن جو جمع به ذهنم رسید.

از میان آن 5 -6 نفری که کنار هم بودیم،4 نفر کار بیهوده ای دانستند و 2 نفر که یکی شان خودم بودم آن را کار واجبی.

یکی از مخالفان این گونه استدلال کرد که آیا با راهپیمایی و شعار مرگ بر فلان و مرگ بر فلان تر ،تحریمی برداشته می شود،یا رشد علمی ای نصیب؟

دیگری این کار را ،کار احمقانه ای دانست و ،دیگری تر کار بیهوده ای .

یکی از دوستان سینه ستبر کرد که :حمایت از ولی فقیه وظیفه است.

و من راهپیمایی 22 بهمن را حمایت از امام و راهش دانستم و شهیدانی که معتقد به راهش جان دادند که الحق زنده اند در نزد خدا و روزی می خورند.

به ذهنم رسید که این سوال را اینجا هم مطرح کنم ولی نتیجه با نتیجه جمع 6 نفری ما تفاوت داشت.

دلیلش هر چه هست به من ثابت کرد که نباید از بحث هایی که بین اطرافیانم اتفاق می افتد قضاوت کنم در مورد کل جامعه.

اما چند نکته در بین نظرات دوستان مطرح شد که چون بی طرفی ام را کنار گذاشته ام ،بد نیست در این مجال اشاره ای به آنها شود.

یکی از دوستان ارجمند نظر رهبری را جسته است.

نظر رهبری که مشخص و تاکیدشان بر شرکت پر شور است .

واین خوب است که آدمی گوش به فرمان رهبرش باشد ولی در این جور مسائل اعتقاد قلبی حرف اول را می زند و اگر نباشد اعتقاد قلبی ،راهپیمایی می شود یک پیاده روی دسته جمعی نه یک حرکت انقلابی.

بزرگواری دیگر تعجب نموده است از طرح این سوال بعد از 34 سال و ارجمندی دیگر سوال پرسیده است که:باید دید چرا موقعیتی پیش آمده که این سوال در ذهن جوانان نقش بسته است؟

 اولاجواب این سوال که در ذهن منقش شد برای نسل اولی های انقلاب کاملا روشن است،اما ما نسل دوم و سومی ها وقتی فضای جامعه را گونه ای می یابیم که مرجع قابل اعتمادی برای دریافت مفاهیم انقلاب وجود ندارد ،چه باید بکنیم.

صدا وسیمایمان که اسم اش را ملی گذاشته است ،به دنبال منافع جناحی خود است و از آن طرف دشمن با تمام قوا کار می کند،از طرف دیگر هر روز بین روسای مملکت جنگ است بر سر قدرت و زیر پای یکدیگر  را خالی کردن.و از طرفی دیگر تر دلسوزان انقلاب در انزوا نشسته اند.

آخر ما به چه کسی اعتماد کنیم و تاریخ مملکتمان را از چه کسی بپرسیم و شهدا را از کدام راه بشناسیم؟

امامی را باور کنیم که چپ و راست نیروها را کنار می زد(تعبیر صدا و سیمای ملی از امام)یا امامی که دستور به قصاص مخالفین می داد(تعبیر تلویزیون های آن ور آبی دشمن از امام).

ثانیا من از( بی قرار بزرگوار و) تمام نسل اولی ها سوال می کنم که خود شما چه کردید؟چقدر در انتقال مفاهیم والای انقلاب به ما نسل  دوم و سومی ها کوشیدید؟چقدر مفاهیم را درست منتقل کردید؟لطفا در مورد این سوال ها بیشتر بیاندیشید.

باید بیشتر اندیشید که چرا عده ای پیدا می شوند و شعار جمهوری ایرانی می دهند؟مشکل کار کجاست و وظیفه حل این مشکل بر دوش چه کسانی است؟

البته بنده در این نوشتار قصد این را ندارم که بگویم طی این 34 سال اصلا کاری نشده ولی باید قبول کرد حداکثر کارهایی که شده است جناحی بوده و حزبی و فقط چند نفر دلسوز مملکت کار قابل قبولی کرده اند.

از همه اینها که بگذریم

من از رهبری ،از آیت ا... هاشمی و از تمام دلسوزان به انزوا نشسته این روزها آموختم که :

امام مرد بزرگی بود که با اعتقاد قلبی اش به خدا و راه مستقیم ،برخواست علیه ظلم و جور و طاغوت.

برخواست علیه آنچه که بر ضد اسلام است.

آنچه خلاف دستور خداست و ظلم است در حق بنده خدا.

امام مرد بزرگی بود که اگر تمام کسانی که او را در این راه یاری کرده اند ،او را تنها می گذاشتند ،با مردم یکه و تنها می توانست به اهداف والایش برسد و اگر عده ای با نزدیک شدن به او رشد کرده اند ،مدیون اویند نه او مدیون آنها.

امام مرد بزرگی بود که به خاطر این امام شد که مردم خواستند ،به خاطر این مشت در دهان دولت طاغوت زد که مردم خواستند و به خاطر این توانست دولت تعیین کند که مردم خواستند.

امام مرد بزرگی بود که به رای مردم اعتقاد قلبی داشت و به هیچکس باج نمی داد و ذره ای در راه خود کوتاهی نکرد.

و من معتقد به این امام و به راه این امام.

اگر مشکلاتی هست آن را به پای اسلام و امامم نمی گذارم و با پایمردی از پایمال شدن خون شهدا جلوگیری می کنم .

و از خدا خواهان آنم که مرا و مردم کشور مرا در این راه یاری فرماید .

 وثابت قدم در راهپیمایی شرکت خواهم کرد ،فقط و فقط برای اینکه اعلام کنم :

ای شهدا و امام شهدا خیالتان آسوده باشد که ما بیداریم.

............................................................................

بعد ا نوشت و بی ربط نوشت:

دلم به حال خودم می سوزه که انتظارم انتظار نیست.

آقا دعا کنید کمی حس انتظار نصیبمان شود.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : راهپیمایی 22 بهمن، شهدا و امام شهدا،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 بهمن 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی